على محمدى خراسانى
66
شرح مكاسب (فارسى)
در نتيجه در سايهء اكراه هرنوع حرامى غير از اراقة الدم مباح مىگردد حتى محرماتى كه مربوط به حق الناس مىشود از قبيل اضرار به غير به يك ضرر مالى يا جانى . پس اگر ظالمى بگويد : يا از فلانى هزار تومان بگير و يا اگر نگرفتى از پدر يا فرزندت خواهيم گرفت ، اين شخص مكره مىشود و حق دارد مبلغ مذكور را از فلانى بگيرد و . . . 3 - ظالمى انسان را تهديد كند به اينكه اگر مثلا قبول ولايت نكنى به فلان كس [ كه هيچ رابطهء خويشاوندى با تو ندارد و تنها رابطهء ايمانى با هم داريد و او بعض المؤمنين است ] ضرر مالى يا عرضى يا جانى وارد خواهد شد ، يا بگويد : بايد به زيد ضرر مالى بزنى و گرنه ما به بكر اين ضرر را خواهيم زد [ و فرض هم اين باشد كه زيد و بكر هردو نسبت به من اجنبى و بيگانه و غريبه هستند و رابطهاى ميان ما نيست . ] در چنين فرضى كه ظالم مرا تهديد مىكند كه اگر فلان كار را نكردى ضررى به بعض المؤمنين مترتب مىشود آيا عرفا من مكره مىشوم ؟ خير اكراهى نيست زيرا اكراه در موردى است كه انسان بترسد از اينكه اگر نكنم ظالم تهديدش را عملى مىكند و من متضرر مىشوم و لذا براى دفع ضرر آن كار را مىكنم ، و در ما نحن فيه چنين خوفى نيست و مكره اصلا وحشتى ندارد و مىگويد : به من ربطى ندارد كه ظالم به بعض المؤمنين ضرر مىرساند يا خير ، پس عرفا نمىگويند : ظالم او را مجبور و مكره كرد و او چارهاى نداشت جز اينكه فلان كار مورد اكراه را انجام دهد . . . پس به عقيدهء مرحوم شيخ در دو صورت اكراه محقّق شد و در صورت سوّم محقّق نشد . قوله : و بما ذكرنا :